امور بيازمايم تا دين بر آنان استوار آيد .
و بعضى امر دينشان درست نشود جز با ندارى و مستمندى و بيمارى ، من آنان را به اين امور مبتلا كنم تا دين بر آنان درست آيد .
من داناترم به آنچه امر دين بندگان مؤمنم به آن درست شود ، به راستى بعضى از آنان در پرستش من كوشش كنند و رنج برند و از خواب و بستر با لذّت خود برخيزند و در شبها براى من نماز شب خوانند و خود را در عبادت به مشقّت اندازند و من يك شب دو شب چرت را بر آنان به كار زنم براى خير خواهى و آنان تا بامداد بخوابند ، از خواب كه برخيزند خود را دشمن داشته و زبون شناسند ، اگر آنان را براى هر آنچه از عبادت خواهند رها كنم خودبين شوند و خودبينى آنان را به فتنه دچار سازد و از اين راه به حالى برسند كه سبب هلاك آنان گردد .
خودبينى و عجب كار آنان را به آنجا رساند كه گمان برند از عابدان برترى گرفته و از تقصير در عبادت وارهيده ، در اين صورت از من دور گردد و گمان دارند كه نزديك شوند . آنها كه اهل عملند ، نبايد به اعمال خود تكيه كنند ، همان اعمالى كه براى درك ثواب از من انجام مىدهند ؛ زيرا اگر آنان تمام عمر خود را خرج عبادت كنند باز هم در طاعت من تقصيركارند و به كنه عبادت من نرسند ، بايد به رحمت من اعتماد كنند و به فضل و بخشش من راضى باشند و به حسن ظن و خوشبينى به من اطمينان كنند ؛ زيرا در اين صورت رحمت من آنان را جبران كند و بخشش من به آنها برسد ، رضوان و آمرزش من به آنان جامهء عفو در پوشد ؛ زيرا منم خداى بخشاينده و مهربان و بدان صفت ناميده شدهام « 1 » .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 60 ، باب الرضا بالقضاء ، حديث 4 ؛ بحار الأنوار : 69 / 327 ، باب 119 ، حديث 12 .