خوش گمانى نتيجهء مهذّب بودن دل از صفات رذيله و آرايش آن با صفات حميده است و بدون اين دو مقدمه هرگز امكانپذير نيست آدمى داراى حسن ظن شود . قلبى كه صفت بخل يا حسد يا كبر يا عجب يا علاقهء به دنيا و تمايلات نفسانى در آن رسوخ كرده است چگونه امكان دارد كه نسبت به ديگران خوشبين و خيرخواه و با محبّت بوده و خير و سعادت و نفع و بزرگى آنان را بخواهد ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
در حق برادران دينى خود گمان نيكو داشته باشيد تا دلهاى شما صفا و طهارت پيدا كند .
ابىّ بن كعب گفت : چون يكى از برادران دينى خودتان را در يك حالت ناپسند و يا عملى مكروه ديديد ، تا هفتاد مرتبه فعل او را تأويل به خوبى و حمل بر معناى مطلوب كنيد و اگر بعد از اين تأويل باز دلهاى شما آرامش پيدا نكرد البتّه خود را ملامت و سرزنش كنيد كه نتوانستيد خصلتى را كه از يك فرد مسلمان ديديد و تا هفتاد مرتبه جاى تأويل داشت پردهپوشى كرده و او را معذور بداريد ، پس شما با اين نفس مضطرب سزاوارتر به ملامت هستيد .
سوء ظن در قرآن مجيد
[ وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ]
« 1 » .
و هر كس مرتكب خطا يا گناهى شود ، سپس آن را به بىگناهى نسبت دهد ، بىترديد بهتان و گناهى آشكار بر دوش گرفته است .
هامش
( 1 ) - نساء ( 4 ) : 112 .