خوش گمانى و حسن ظنّ به مردم امرى لازم و حقيقتى واجب است ، چرا كه اعتبار و آبروى مردم و خلق خداوند در گرو حسن ظن و خوش گمانى انسان به مردم است ، اگر بنا باشد انسان در كمترين و كوچكترين كارى كه از مردم مىبيند به مردم بدگمان شود و محمل صحّتى براى كار مردم نسازد ، پس چه آبرو و اعتبارى براى مردم و افراد در بين خودشان خواهد ماند ؟
آنان كه نسبت به مردم بدگمانند چه اين كه گمان بد خود را اظهار كنند و يا ابراز ننمايند از نظر شارع مقدّس گنهكارند و بدگمانى آنان نسبت به مردم در پروندهء ايشان ثبت مىشود و در ميزان قيامت به محاسبه گذاشته خواهد شد ! !
امام صادق عليه السلام دربارهء حسن ظنّ به خلق مىفرمايند :
مايه و اصل و ريشهء خوش گمانى ايمان قوى و نيكوى انسان و سالم بودن سينه و دل اوست از اخلاق سوء و علامت آن اين است كه به هر چيزى نظر مىكند با چشم پاك و نظر فضيلت باشد و اين حقيقت به خاطر آن است كه در وجود او صفات و حالاتى تركيب شده و در قلبش مايههايى به وديعت گذارده شده كه طبيعت و اقتضاى آنها حسن ظن پيدا كردن است كه بىتوجّهى به آن صفات و به كار نگرفتن آن اوصاف عين ظلم به خود و به ديگران است و آن صفات عبارت است از صفت : حيا و امانت و صيانت و صدق .
مقتضاى حياى حسننظر و خوشگمانى و شرم داشتن از پيدا كردن بدبينى و بدگمانى است و همچنين امانت داشتن و امن خاطر بر خلاف خيانت و تعدّى به حقوق ديگران است و درستى و صدق باطن ، خواهان صفا و صميميّت و مخالف كردار و گفتار و پندار نادرست است و همچنين است صفت حفظ و نگهدارى خود از معايب و نواقص و نقاط ضعف كه نمىگذارد آدمى به عيب سوءظن و بدگمانى آلوده شود .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٤٣