باشد ، بداند چه عملى دارد ، چه مىبيند ، چه مىشنود ، چه مىگويد ، به كدام ناحيه توجه دارد ، به كجا مىرود ، علاقهاش به چيست ، با كه معاشرت دارد ، مقصودش كيست ، حساب همهء امور را داشته باشد ، اگر اهل حساب و محاسبه نباشد چون تاجرى است كه دفتر حساب و كتاب ندارد و بالاخره ورشكست است .
سالك بعد از عقد توبه در طريق محاسبه قدم مىگذارد و واضح است وقتى ضرر دامنگير كسى شد ، در هر امرى باشد با احتياط پيش مىرود ، تاجر وقتى ضررى متوجه او شد حساب ضرر خود را دارد ، هميشه حساب مىكند چه وقت جبران ضرر او مىشود . آن كه به واسطهء ارتكاب به امر خلاف دور افتاد و سپس توبه نمود ، حساب خلاف و نافرمانى خود را دارد كه ديگر مرتكب آن نشود ، روى همين اصل محاسبه بعد از عقد توبه است .
سالك و محاسبهء سه اصل
در امر محاسبه سالك بايد سه اصل را به دقّت مورد بررسى قرار دهد و از آن سه موقعيّت به نفع خود استفاده كند .
اصل اوّل : به جنايات و نافرمانىهاى خود و نعمتى كه از طرف حق تعالى به دو رسيده نظر افكند ، اين دو را مقابل هم قرار دهد ، مسلّماً آن كه از نور حكمت بىبهره است و سوء ظن به نفس ندارد ، نمىتواند در مقام مقايسه برآيد ، تشخيص نعمت از فتنه يعنى آن نعمتى كه جهت آزمايش و امتحان است بسيار امر مشكلى است . استدراج صورتاً احسان ولى در حقيقت خذلان است ، در استدراج شخص مست بَطَر است ، يعنى سرگرم نعمتهايى است كه حق متعال به دو داده ، نعمت او را از ياد خداوند غافل نموده است ، ازدياد نعمت موجب ازدياد دورى از حق شده ، اين همان فتنه و آزمايش با نعمت است .