[ وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ]
« 1 » .
و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند ، به تدريج ازجايى كه نمىدانند [ به ورطهء سقوط و هلاكت مىكشانيم تا عاقبت به عذاب دنيا و آخرت دچار شوند . ]
اصل دوّم : اين است كه سالك بفهمد آنچه از طاعات و عبادات به عهدهء اوست منّتى است از حق بر او و بداند اصلاح حال او با انجام فرايض است و آنچه از او به عنوان طاعت و عبادت صادر مىشود جزايى استحقاقاً بر او مترتب نيست ، چه قيام به عبوديت واجب و انجام طاعات براى اصلاح حال است .
طبيب به مريض نسخه مىدهد ، طبيب به مريض منّت دارد ، اگر مريض دستور طبيب را عملى نمود آيا بايد بر طبيب منّت بگذارد ؟ !
طاعات و عبادات دواهايى هستند كه مرض غفلت و جهل را بر طرف مىسازند ، اگر كسى براى رفع مرض خود به طاعات و عبادات قيام كرد آيا بايد بر حق منّت بگذارد ؟
گروهى بر رسول خدا صلى الله عليه و آله به واسطهء قبولى دين اسلام منّت گذاردند ، خطاب رسيد :
[ يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ]
« 2 » .
از اين كه اسلام آوردهاند بر تو منت مىگذارند ؛ بگو : اگر [ در ادعاى مؤمن بودن ] راستگوييد ، بر من از اسلام آوردن خود منت نگذاريد ، بلكه خداست كه با هدايت شما به ايمان بر شما منت دارد .
هامش
( 1 ) - اعراف ( 8 ) : 182 .
( 2 ) - حجرات ( 49 ) : 17 .