بندگان حقيقى حضرت حق مىگويند : خداوند بر ما منّت گذارده كه ما را به طاعت و عبادت خود امر نموده است .
اصل سوّم : اين كه سالك نسبت به عملى كه انجام مىدهد اظهار رضايت نكند و از عمل خود خرسند نباشد .
سالك اگر به انجام امرى قيام نمود بايد هيچ گاه از آن امر راضى و خشنود نباشد ، چه وقتى نفس از انجام امرى راضى شد ، رضايت نفس نتيجه را عكس مىكند .
امرى كه نفس راضى باشد حق راضى نيست ، امرى كه حق راضى باشد نفس راضى نيست . به همين جهت فرمودهاند :
اعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْكَ « 1 » .
دشمنترين دشمن تو ، تمايلات غير منطقى توست .
سالك وقتى از انجام عملى اظهار رضايت نمود آن اظهار رضايت حاكى از آن است كه سالك هنوز به مقام معبود و عزّت كبريايى او آشنايى حاصل نكرده و نمىداند كسى نتواند حق عبادت و بندگى او را به جاى آورد .
سعدى مىگويد : عاكفان كعبهء جلالش به تقصير معترف كه :
ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ « 2 » .
آنگونه كه شايسته است تو را عبادت نكرديم .
و واصفان حِلْيهء جمالش به تحيّر منسوب كه :
هامش
( 1 ) - مجموعة ورام : 1 / 59 ، باب العتاب ؛ بحار الأنوار : 67 / 64 ، باب 45 ، حديث 1 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 68 / 23 ، باب 61 .