از اين جهان به آن جهان كوچ دهد بيان مىكنند :
[ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ ]
« 1 » .
يقيناً پيوندهاى شما [ با همه چيز ] بريده .
بين شما و آنها جدايى افتاد ، چون شما از اين نشئه به نشئهء ديگر كوچ مىكنيد ، از اين ديار به ديار ديگر مىرويد كه در آن اسباب و آلات دنيا وارد نمىشود و رسوم و عادات اينجا در آنجا رخنه و راه ندارد .
آن عالم ، عالم ملكوت است ، اين عالم ، عالم مُلك ، آن عالم ، عالم عِلوى و اين عالم ، عالم سِفلى است ، آخرت خانهء حقيقت است دنيا خانهء مجاز ، آنجا محل استقرار است ، اينجا محلّ عبور ، در جهان ديگر بر اساس حقايق با انسان معامله مىشود ، اينجا عالم اعتبار و مصلحت انديشى و محافظه كارى است ، آنجا جاى تحقق و اينجا جاى آرزو و تخيّل ، آنجا عالم فعليّت و دنيا عالم استعداد و قابليّت ، آنجا جهان حساب بدون عمل و دنيا جاى عمل بدون حساب است ، بنابراين چون اين عالم با آن عالم موضوعاً و حكماً تفاوت دارد ، بين شما و اساس اعتبارات شما در اين عالم جدايى حاصل شده است .
[ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ]
« 2 » .
و آنچه را شريكان خدا گمان مىكرديد از دستتان رفته و گم شده است .
آنچه در دنيا مىپنداشتيد در اينجا دستى از شما بگيرد گُم شد و اثرى از آن براى اين كه به فرياد شما برسد نمانده است ، آنها زينت دنياى غرور بود نه اساس عالم ملكوت .
فرزندان صالح ، صدقات جاريه ، انفاق به فقرا و مستمندان ، دستگيرى از
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 94 .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 94 .