دو چيز با يكديگر ناگهان به هم در آنها پديدار گشت ، يكى سكرات و بيهوشى مرگ و ديگر پشيمانى و حسرت از دست دادن فرصت و موقعيّت تهيّهء زاد و توشهء سفر آخرت و اين سكرات به اندازهاى شديد بود كه از ورود آن اعضا و جوارحشان سست شد و رنگهاى سيما و بدن آنها تغيير كرد ، پس مرگ لحظه به لحظه شروع كرد به زياد شدن و پيكر آنها را فرا گرفتن ، پس بين او و گفتارش جدايى و بريدگى حاصل شد ، با ديدگانش مىبيند و با گوشهايش مىشنود ، عقلش نيز تمام و صحيح است و ادراكاتش بجا و به موقع است .
در اين حال در عالمى از فكر فرو مىرود كه در چه چيزهايى عمر گرامى خود را به باد داده و به چه امورى روزگار پربهاى خود را به پايان رسانيده است و به خاطر مىآورد اموال خود را كه چگونه انباشته و در راه به دست آوردن آن دقّت و تأمّل نكرده و سرسرى پنداشته و آنها را از مواردى كه حِليّت آن روشن بوده و از مواردى كه شبههناك بوده ، از هرجا به دستش رسيده گرد آورده است .
آرى ، آثار و عواقب اين اموال براى جان او لازم و غير منفك گرديده و در آستانهء وداع و فراق اين اموال وارد شده است ، به خوبى درك مىكند كه اين اموال را گذارده تا براى ديگران باشد و از پس مرگ از آن استفاده كنند و بدان وسيله در نعمت فرو روند و بهرهها گيرند و بنابراين عيش گران براى آنان و بار گران وِزر و و بال برعهدهء اوست و چنان بسته شدهء زنجيرهاى گرو آن اموال است كه خلاصى از آن متعذّر و محال به نظر مىرسد .
در اين حال كه نشانههاى مرگ به خوبى پديدار شده ، به شدّت انگشت ندامت خود را در برابر عمر از دست داده به دندان مىگزد و در برابر بىاعتنايى به آنچه سزاوار بود در ايّام عمرش بدان رغبت داشته باشد سخت نگران است .
مرگ نيز كمكم پيشتر مىآيد و در تصرّف در بدن او قدمى فراتر مىنهد تا جايى
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٠٦