سفر خود از دنيا به آخرت و ديدن نتايج اعمال خود بيفتند و از اين راه به رشد و كمال خود اضافه نمايند و نيز دريابند كه سفر آنان به جهان بعد از اين جهان حتمى و مسلّم است و همچنين از ديدن كاخهاى خراب شده و آثار ويران شده شاهان و قلدران و ستمكاران و قبور كهنه و مندرس آنان و بدن و جمجمه پوسيدهء ايشان بفهمند كه اوّلًا كسى در دنيا ماندنى نيست گر چه داراى عظيمترين قدرت باشد و ثانياً گردن هر گردنكشى عاقبت مىشكند و دماغ هر متكبرى عاقبت به خاك ذلّت مىآيد و هر نفس ستمكارى بدون شك به اسارت اعمال ننگين خود ميرود و به عذاب ابد الهى در برابر آنهمه ستم بر بندگان حق دچار مىشود .
عبرت از گذشتگان در نهج البلاغة
اميرالمؤمنين عليه السلام براى عبرت گرفتن از گذشتگان مىفرمايد :
اهل گورستان همسايگانى هستند كه با هم انس نمىگيرند و دوستانى كه به ديدار يكديگر نمىروند ، نسبتهاى آشنايى بينشان كهنه و سببهاى برادرى از آنها بريده شده است ، با اين كه همه در يك جا جمعند تنها و بىكسند و در عين اين كه دوستان هم بودند از هم دورند ، براى شب صبح و براى صبح شب نمىشناسند ، هر يك از شب و روز كه در آن كوچ كردهاند برايشان هميشگى است .
سختىهاى آن جهان را سختتر از آنچه مىترسيدند مشاهده كردند و آثار آن جهان را بزرگتر از آنچه تصور مىنمودند ديدند ، اگر بعد از مرگ به زبان مىآمدند ، نمىتوانستند آنچه را به چشم ديده و دريافتهاند بيان كنند ، اگر چه نشانههاى آنان ناپديد شده و خبرهايشان قطع گرديده ، ولى چشمهاى عبرتپذير ، آنان را مىنگرد و گوشهاى خرد از آنها مىشنود كه از راه غير گويايى يعنى به زبان عبرت مىگويند :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٧