من و آن جام جهان بين و پس از اين لب جوى * كه دل دُرد كشان زنده چو جام جم از اوست
در ميخانه مبنديد و سر خُم منهيد * بدهيد آن مى ديرينه كه دفع غم از اوست
احاطه به ظاهر و باطن هستى
پيامبران براى بشر با بيانى قاطع ثابت كردند كه وجود مقدس او محيط به ظاهر و باطن هستى است و حقّ حقيقى اوست كه از او اطاعت كنند و در تمام شؤون حيات از وى فرمان برند ، چرا كه مالك و ربّ هستى جز جناب او كسى نيست .
آن بزرگواران با دلايل حقه اين معنا را به انسان تفهيم كردند كه مطيع حق ، مورد رضاى حق و عاقبتش نعيم ابد و عاصى از فرمانْ ، منفور دوست و منزل ابدى و جايگاه دايمىاش عذاب جهنّم است .
در فرهنگ انبياى عظام توحيد و يكتا پرستى ريشهء همه واقعيتها و فضايل است و بدون پيوند با حق و ايمان به حضرت ربّ العزّه ، هيچ برنامهاى از برنامههاى انسان قابل ارزش نيست .
انبياى الهى در شناساندن اسما و صفات حق پافشارى عجيبى داشتند ؛ زيرا معرفت به اسما معرفت به اوست و معرفت به او بهترين عامل تربيت و رشد و كمال انسان در دنيا و آخرت است .
شناخت حضرت حق طبيعتاً همراه با شناخت حقوق آن جناب است ، به اين معنى كه وقتى انسان موفق به شناخت اسما و صفات گردد ، به اين نتيجه مىرسد كه حق عبادت ، حق اطاعت ، حق ربوبيت ، حق مالكيت وقف حريم مقدس اوست و انسان را به هيچ عنوان نرسد كه غير خدا را معبود خود و مربوب خود