عالم كبير و عالم صغير
اين بيداران راه دوست گفتهاند :
چنانچه در عالم ظاهر كرهء زمين را كوهها و معادن و رودها و نهرها و درياها و بازارهاست هم چنان در عالم صغير انسانى مانند آنها موجود است به اين معنا كه :
بدنش زمين ، استخوانها كوهها ، مغز معادن ، درون دريا ، امعاء رودها ، رگها نهرها ، پيه گِل ، موى گياه ، محل روييدن موى خاك پاك حاصلخيز ، انس آبادانى ، پشت تپّهها ، وحشت خرابهها ، تنفّس بادها ، سخن رعد ، صدا صاعقه ، گريه باران ، سرور و فرح روشنايى ، غصه و اندوه تاريكى ، خواب مرگ ، بيدارى حيات ، ولادت ابتداى سفر ، كودكى بهار ، جوانى تابستان ، كهولت پاييز ، پيرى زمستان ، مرگ انتهاى سفر دنيايى ، سالهاى عمر شهرها ، ماهها منزلگاهها ، هفتهها فرسخها ، روزها ميلها ، نفسها گامها « 1 » ، از اين جهت عالَمِ صغير است و دنيا نسبت به او عالَمِ كبير .
روح و قلبش از نظر استعداد از وسعت سماوات و ارض گستردهتر و مركز گنجايش علم و هدايت و عشق و محبت و مستعدّ خلافت و ولايت و كرامت و حقيقت است ، از اين جهت عالم كبير و دنيا نسبت به او عالم صغير است .
اين جهان با عظمت و دنياى بىنهايت معلّم و استادى مىخواهد تا به شناخت ظاهر و باطنش هدايتش نمايد و غرض از خلقت وى را به وى بنماياند و مبدأ و معادش را به وى بشناساند و راه صحيح سلوك و سير او را از دنيا تا به آخرت به او تعليم دهد و اين معلم و استاد عقل خود او نيست كه عقلش از نظر استعداد جزئى
هامش
( 1 ) - تفسير خسروى : 5 / 9 .