به مقام رهبرى مملكت مصر رسيد و به تمام اوضاع و احوال آن مملكت مسلّط شد ، در اين زمينه قرآن مجيد مىفرمايد :
[ وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ]
« 1 » :
اينگونه يوسف را در [ آن ] سرزمين مكانت و قدرت داديم كه هر جاى آن بخواهد اقامت نمايد . رحمت خود را به هر كس كه بخواهيم مىرسانيم و پاداش نيكوكاران را تباه نمىكنيم .
چون برادران در سفر سوّم به حضورش رسيدند براى اين كه از شدت شرم و خجالت آنان بكاهد و بار سنگين روح آنان را از عملى كه كرده بودند كم كند به آنان فرمود :
[ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ ]
« 2 » .
گفت : آيا زمانى كه نادان بوديد ، دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد ؟
آنان ناگهان به خود آمده و پس از اندكى تأمل گفتند :
آيا تو همان يوسف هستى كه چهل سال قبل دچار خطاى ما شدى ؟
گفت : آرى ، من يوسفم و اين برادر من است ، اين خداوند مهربان است كه بر ما منت گذاشت و به خاطر تقوا و صبر ، ما را به اين مقام و منزلت رساند كه خداوند عزيز اجر و مزد نيكوكاران را ضايع نمىكند .
برادران گفتند : به خداوند قسم كه حضرت حق تو را بر ما به « مُلك و عزّت و عقل و حسن و كمال » برگزيد و ما در عدم شناخت حق تو ، مقصر و خطاكاريم .
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 56 .
( 2 ) - يوسف ( 12 ) : 89 .