و معارف ملكوتى را به تودهء مردم و عوامترين انسانها در خور فهم و عقلشان و در حدّ استطاعت و قدرت فكرشان تفهيم كنند و آنان را از حضيض جهالت به اوج معرفت برسانند !
آرى ، دانش انبيا با همهء قدر و علوّ و اوجى كه در عظمت و واقعيّت دارد قابل فهم همگان است ، البته هر كسى درخورشأن عقل و فكرش مىتواند از اين سفرهء الهى تغذيه شود و به جايى برسد .
علم سوى در إله برد * نه سوى مال و نفس و جاه برد
جان بىعلم دل بميراند * شاخ بىبار ربو بگيراند
هر كه را علم نيست گمراه است * دست او زان سراى كوتاه است
مرد را علم ره دهد به نعيم * مرد را جهل در برد به جحيم
علم باشد دليل نعمت و ناز * خنك آن را كه علم شد دمساز
كار بىعلم بار و بر ندهد * تخم بىمغز پس ثمر ندهد « 1 »
علاقهء انبيا و كرامت انسان
انبياى الهى در مقامى بالا از علم و حكمتند و بدين سبب دل آنان از عشق به حكمت و علم و ابلاغ آن به تمام انسانها هم چون دريا پر از موج است و در اين راه از هيچ گونه كوششى دريغ نكردند ، درحدّى كه اهل انصاف و عاقلان و آگاهان و دانشمندان با بصيرت در شرق و غرب معتقد و مقرّ و معترف و مذعن به اين حقيقتاند كه دانشى و حكمتى كه امروز در دست انسانهاست ، مايه در علم و حكمت انبياى الهى دارد .
هامش
( 1 ) - حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ، سنايى غزنوى .