تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد به بوى او دل بيمار عاشقان چو صبا * فداى عارض نسرين و چشم نرگس شد طرب سراى محبت كنون شود معمور * كه طاق ابروى يار منش مهندس شد لب از ترشح مى پاك كن براى خدا * كه خاطرم به هزاران گنه موسوس شد كرشمهء تو شرابى به عاشقان پيمود * كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد

علم و عمل انسان

براى بر پا كردن يك زندگى پاك و شستشوى فضاى حيات از تيرگىها و آلودگىها ، تمام انسان‌ها احتياج شديد به دانش و معرفت دارند و در اين زمينه كسى كوچك‌ترين شك و ترديد روا نمىدارد . اين دانش و معرفت است كه قدرت دارد ما را به كيفيت زيست صحيح و شؤون حقيقى زندگى آشنا كند . كسى نمىتواند كوچك‌ترين و كم‌ترين گامى بدون معرفت در راه زندگى آگاهانه بردارد . نياز و احتياج ما به دانش از كوچك‌ترين جزئيات جهان هستى گرفته تا مجموع كلى آن براى همه احراز شده است . انسان بدون علم و معرفت به جهان هستى و به خصوصيات و ظاهر و باطن انسان و انسانيت و بدون آگاهى به مبدأ و معاد ، يك حيوان درنده‌اى است كه بدون شك مزاحم ساير جانداران است . مسئلهء معرفت يك ركن اساسى موجوديت انسان است . ركن اساسى ديگر عبارت از روش و عمل بر اساس آن آگاهى و معرفت است . اكتفا به دانش تنها و ذهن را مانند ضبط صوت قرار دادن و راه زندگى را بدون