انبياى خدا به شهوات غلط ميل نداشتند و در اين زمينه داراى عصمت فكرى و روحى بودند ، آن بزرگواران لحظهاى از عمر خود را به لهو و لعب نگذراندند و مغرور به عالم غرور نشدند ، نسبت به لذات غلط و غير خدايى نفرت داشتند و تمام اين برنامهها را حجاب بين خود و بين محبوب دانسته و مبغوض اهل اللّه و مجاورين عالم قدس و ملكوت به حساب مىآوردند ، بدين جهت پاك زيستند و پاك از اين عالم فانى به عالم باقى رخت بستند .
انبياى الهى از كرامت نفس در آن حدّ عالى و نهاييش برخوردارند و به اين خاطر عاشق و علاقهمند به كرامت انسان بودند و با تمام وجود كوشش كردند كه همه را به كرامت بالفعل برسانند ، آنان از امور پست و دَنىّ گريزان بودند و به معالى امور روى داشتند ، از هر چيزى عالى و رفيعش را انتخاب مىكردند و هر امر پست و بىارزشى را از فضاى حيات ملكوتى و قدسى خود دور مىنمودند ، آنان مىدانستند كه امور عالى وسيلهء قرب و كمال نسبت به حضرت حق است .
اجراى حدود الهى
پيامبران به خاطر هدايت بشر در كمال مهر و محبت و عاطفه و عشق بودند و هرگز در مسير دستگيرى از انسان دچار خشم و غضب نمىشدند و حاضر نبودند حدّى از حدود خدا را كه حيات جامعه وابسته به آن بود تعطيل كنند ، اجراى حدود و قصاص الهى از طرف آنان عين محبت و رأفتشان به جامعه انسانى بود .
آن بزرگواران به هيچ وجه اهل خوف و ترس از ميدان جنگ و جهاد و مرگ و مردن نبودند ؛ زيرا به اين معنا معرفت داشتند كه دنيا مقدمهء آخرت و آخرت از همهء دنيا بهتر و برتر است ، در اقدام به امور الهى از جسارت نفس برخوردار بوده و از ضعف نفس در امان بودند ، كار خيرى پيش نمىآمد مگر اين كه در انجامش از