تمام مردم عالم پيش قدمتر و جسورتر بودند ، خيرى در تمام زندگى از آنان فوت نشد و شرّى ولو بسيار اندك از آن بزرگواران در هيچ زمينهاى ديده نشد !
آنان در جود و سخاوت برتر از تمام عالميان بودند ؛ زيرا وابستگى آنان به خزاين رحمت حق با وجودشان متحد بود و يقين داشتند خزاين عنايت الهى كم شدنى و تمام شدنى نيست ، اين است كه در ايثار مال و علم و جان دريغ نداشتند و مىدانستند سود بىنهايت اين ايثار به خودشان بر مىگردد .
چون به خلوت انس و عبادت ميرفتند وجودى سرشار از نشاط و حال هم چون اقيانوس داشتند و خستگى روز هيچ تأثيرى در عشق و نشاط آنان نسبت به عبادت و انس با دوست نداشت ، چرا كه آنان عارفترين موجودات به حضرت حق بودند لذا تمام عشق و محبت را صرف او كرده و در اين راه از خستگى و سستى پروا نداشتند .
آنان از لجبازى و عناد در برابر عدل و حق و برهان و حكمت ، پاك و منزّه بودند ، به محض برخورد با حق و عدالت تسليم شده و قبولى خود را با تمام وجود اعلام مىكردند .
در سورهء مباركهء كهف آمده است :
وقتى موسى بن عمران با دارا بودن مقام با عظمت اولوالعزمى از حضرت ربّ العزّه شنيد مردى در مجمع البحرين است كه از او نسبت به حقايق و اسرار آگاهتر است ، بلافاصله از جانب حق درخواست كرد وى را به آن مرد رهنمون شود ، تا از علم سرشار او در جهت رشد و كمال و تقويت روح و قلب او استفاده كند « 1 » ! !
آرى ، بر شما حتم و لازم است كه در برابر نبوت انبيا سر تسليم فرود آريد
هامش
( 1 ) - كهف ( 18 ) : 65 - 66 .