نجف از اين واقعه شگفت زده شده بود ، همه از هم مىپرسيدند كه علّت اين كه بحرالعلوم به ديدن نراقى نرفت چه بود ؟ !
نراقى بزرگوار احوال سيد را پرسيد و از خانه او نشانى خواست و سپس فرمود :
بر ما لازم است از اين بزرگ مرد علم و عمل ديدن كنيم .
از اين كه نراقى مىخواست به ديدن بحرالعلوم برود همه تعجب كردند ، آن جناب به منزل سيد رفت ، در آنجا جمعى از علما و طلّاب حضور داشتند ، نراقى وارد مجلس شد همه ورود او را گرامى داشتند ولى بحرالعلوم به نراقى توجهى نكرد و حتى از جهت احترام در برابر او از جاى خود برنخاست و تا پايان مجلس نسبت به نراقى از رعايت احترام و ادب خوددارى كرد ! !
نراقى با رعايت دقت و موقعيت مجلس بدون اين كه خم به ابرو بياورد از سيد خداحافظى كرد و به خانهء خود رفت ، قضيه برخورد بحرالعلوم با نراقى در نجف اشرف با اعجاب بسيار شديد علما و طلاب روبرو شد ، آرى ، براى همگان اين موضوع بىسابقه بسيار سنگين بود ، تنها كسى كه از آن مجلس كمترين اثرى برنداشت نراقى بزرگ بود .
پس از چند روز كه از بازديد بحرالعلوم خبرى نشد ، باز وجود مبارك نراقى به ديدار او شتافت و سيد به گونه مجلس اوّل و شايد كمى سردتر با نراقى برخورد كرد ، مجلس دوم هم بدون اين كه در نراقى اثر سوء بگذارد تمام شد ، باز هم سيد به بازديد نراقى نرفت .
سفر نراقى رو به پايان بود ، نجف از آن پيش آمد در بهت و حيرت بود ، نراقى در روزهاى آخر سفر باز هم به ديدار سيد ميل كرد و براى بار سوم به زيارت آن مرد الهى شتافت ، چون وارد منزل شد علما و طلاب ديدند سيد بحرالعلوم با حالى عجيب تا درب منزل به استقبال نراقى شتافت و آن جناب را چون بندهاى در برابر
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٨٥