آن گاه از خانهء او رفت ! !
آرى ، مردان خدا جز به ياد خدا و براى خدا و به دستور خدا زندگى نمىكنند و هيچ علتى بين آنان و محبوبشان نمىتواند حايل گردد .
بردبارى علامهء كاشف الغطا
كاشف الغطا از بزرگترين فقهاى شيعه و از علماى به نام مكتب اسلام است ، او در دانش فقه مردى كم نظير و دانشمندى بىبديل بود . بسيارى از فقها و دانشمندان از شاگردان و تربيتشدگان آن فقيه بزرگ و عالم سترگ هستند .
روز عيد فطر با هزاران نفر نماز عيد را در صحن مطهر حضرت مولى الموحدين بجاى آورد ، فقيرى دل شكسته كه از شدّت فقر و ندارى كارد به استخوانش رسيده بود به محضر او آمد و اظهار حاجت كرد و گفت : از فطريهاى كه مردم نزد شما آوردهاند به من كمك كن كه سخت محتاجم .
آنجناب فرمود : من تمام فطريهها را به محلّ خودش رساندم و اكنون از آن پول چيزى نزد من نيست ، نيازمند دچار عصبانيت شد ، آب دهن به روى آن مرجع بزرگ انداخت و گفت : تو كه از كمك به هم چون منى عاجزى چرا بر اين مسند نشستهاى ؟ !
كاشف الغطا آب دهان آن مرد را به روى و به محاسن خود كشيد ، آن گاه برخاست و عبا از دوش خويش برداشت و روى به جانب نمازگزاران كرد و گفت :
هر كس مرا دوست دارد به اندازهء وسعش در اين عبا پول بريزد ، آن گاه خود آن جناب در صف نمازگزاران گشت و براى آن فقير كمك قابل توجهى از مردم گرفت ! ! راستى ، بجاى اين كه اين موارد را حلم بناميم بهتر است معجزهء اخلاقى بگوييم كه اين گونه اخلاق هم سويى با اوليا و انبياى الهى است .