من الهى بندهء عشقم كه آزاد از جهانم * در گلستان طبيعت بلبلى بىآشيانم
عاشقى آواره كوى حبيبى دلفريبم * عاقلى ديوانه وصل نگارى دلستانم
روز و شب در خلوت دل با خيالش هم نشينم * آفرين بر دل كه بنمودى نشان زان بىنشانم
كرده لطفش ايمن از جور سپهر كج مدارم * داده مهرش پرتوى افزون زماه آسمانم
حلم و بردبارى ملا مهدى نراقى
پس از آن كه ملا مهدى كتاب با ارزش « جامع السعادات » را در اخلاق نوشت و نسخههاى آن در مناطق مسلماننشين پخش شد ، نسخهاى از آن كتاب به دست بزرگ مرد شيعه ، جامع فضايل و كمالات سيد مهدى بحرالعلوم كه در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و كياست و مرجعيت بود رسيد .
سيد از ديدن آن كتاب در شگفت شد و آرزو كرد روزى به ديدار مؤلف آن گنجينهءپر قيمت موفق گردد .
ملا مهدى نراقى در آتش اشتياق زيارت ائمهء طاهرين عليهم السلام مىسوخت ، از خداى بزرگ مىخواست كه به اعتاب مقدسه مشرف شود ، حضرت حق توفيق زيارت عتبات عاليات را نصيب آن عبد صالح كرد .
آن انسان و الا و وارسته وارد نجف شد ، بر اساس رسوم ديرينهء تمام مراجع و علما و دانشمندان و طلّاب ، از آن حضرت ديدن كردند و آن جناب به بازديد همه شتافت ، تنها كسى كه از آن مجسّمه اخلاق ديدن نكرد سيد مهدى بحرالعلوم بود ! !