و امّا وقوف بر حد اعتدال به غايت دشوار بود و اكثر مردمان قصد اعتدال كنند و ليكن چون شروع نمايند به مجاوزت حد تعدى كنند تا سبب وحشت شود و غضب كامن « 1 » را ظاهر كند و چقدر در دلها راسخ گرداند پس مزاح بر كسى كه اقتصار نتواند نگاه داشت محظور بود چه گفتهاند : حديثى بود مايهء كارزار .
و اما تكبر ، به عجب نزديكتر است و فرق آن بود كه معجب با نفس خود دروغ مىگويد ، به گمانى كه به دو دارد و متكبر با ديگران دروغ مىگويد و اگر چه از آن گمان خالى بود و علاج اين نزديك بود به علاج عجب .
و امّا استهزا ، و آن افعال اهل جنون و مسخرگى باشد و كسى بر آن اقدام كند كه به احتمال مثل آن مبالات ننمايد و مذلّت و صغار و ارتكاب رذايل ديگر كه موجب ضحك اصحاب ثروت و ترفّه بود وسيلهء معيشت خويش سازد و كسى كه به حريت و فضل موسوم بود نفس و عرض خويش را گرامىتر از آن دارد كه در معرض يك سفاهت سفيهى آرد و اگر چه در مقابل آنچه در خزاين پادشاهان بود به دو دهند .
و امّا غدر ، را وجوه بسيارى بود ، چه استعمال آن هم در مال و هم در جاه و هم در مودّت و هم در حرم اتفاق افتد و هيچ وجه از وجوه غدر نزديك كسى كه او را اندك مايهء انسانيت بود محمود نباشد و از اينجا است كه هيچ كس بدان معترف نشود .
و اما ضيم ، و آن تكليف تحمل ظلم بود غير را بر وجه انتقام ، هم قبح او به قبح ظلم و انظلام كه گفته شده است معلوم شود و عاقل بايد كه بر انتقام اقدام ننمايد تا داند كه به ضررى بزرگتر از آن عايد نخواهد شد و آن بعد از مشاورت عقل و تدبير رأى بود و حصول اين حال بعد از حصول فضيلت حلم تواند بود .
هامش
( 1 ) - كامن : پنهان شونده ، پوشيده شونده .