حقيقت بود ، پايهگذار مكتبها و مسلكها در برابر صراط مستقيم الهى در پوشش اسلام شد كه از اين رهگذر نه تعداد گمراهان تاكنون بر ما معلوم است و نه ضربههاى مادى و معنوى و تربيتى كه بر پيكر انسان وارد آمد بر ما روشن است .
امامان معصوم و راستين كه امامتشان انتخاب خدا بود و رسول حق مأمور ابلاغ آن خانهنشين شدند ، ستمپيشگان بر تمام شؤون حيات مردم حاكميت يافتند ، بازرگانان حديث چهرههاى پاك را به تهمت گرفتند و ناپاكان را پاك جلوه دادند ، قرآن را بر اساس ميل خطرناكترين افراد اموى و عباسى تفسير كردند و به نفع آنان هزاران حديث جعل نمودند ، اولياى الهى هم چون ابوذرها و حجرها و رشيدها و ميثمها و كميلها و سعيدها تبعيد شده و عاقبت بر دار شهادت رفتند و حكم بن عاصها و مروانها و . . . كه تبعيدشدگان خدا بودند به مدينه بازگشته و همه كاره اسلام شدند ، اطفال اموى در گهوارههاى بند طلا خوابانده شدند و مردان و زنان و كودكان الهى در سرزمين كربلا نشسته و گرسنه با فجيعترين وضعى به شهادت رسيدند .
زندانهاى معاويه و يزيد و مروان و عبدالملك و هشام و وليد اموى و مهدى و هادى و هارون و مأمون و متوكل عباسى از اهل حقيقت پر بود و آنان به جرم ايمان و آگاهى از قرآن زير بدترين شكنجهها بودند ، ولى در رأس دستگاههاى دولتى بىدينان واقعى با پول بيتالمال و عطاهاى بى جا مشغول كندن درخت اسلام از ريشه بودند .
قاضيان آلوده ، روحانى نمايان فاسد ، وعاظ السلاطين ، دبيران و معلمان شكمپرست با اخذ پول كلان از بانيان فساد و تباهى ، دو اسبه به هدم بنيان اسلام تاختند .
پول آرى ! پول ، اخذ و عطا آرى ! اخذ و عطا چه بلاها كه بر سر پاكان و مظلومان
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٢٢