تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
در اثر سوء تعليم و تربيت دل خود را با وعده‌هاى پوچ شيطانى خوش داشتيم و محكمات آيات و روايات را ناديده گرفتيم و اكنون بر ماست كه در آتش حرمان و هجران بسوزيم تا فردا با ما چه رفتار كنند ؟ ! چه عجيب است كه گاهى اهل گناه اگر بدانند بيننده‌اى آنان را مىبيند ، گرچه آن بيننده طفل صغير باشد به ملاحظه بر مىخيزد و حتى شنيده شده و يا در كتاب‌ها آورده‌اند كه گاهى بت‌پرستان در مقام عصيان از بت خود ملاحظه مىكردند ، اما عده‌اى از مردم كه ادعاى ايمان واسلام دارند در حركات و سكنات و در اعمال و رفتار خود از حضرت حق ملاحظه نمىكنند و اين عدم ملاحظه از ذلّت و پستى وبيچارگى نفس است و از تيره‌روزى و سيه‌بختى انسان ! غزالى مىگويد : جوانى شب هنگام به دامن زنى در آويخت ، زن گفت : حيا نمىكنى ؟ گفت : از كه ؟ كه بجز ستارگان چشمك زن آسمان كسى چشم بر ما ندوخته است . زن گفت : پس ستاره آفرين كجا شد ؟ ! ! بياييد در هر عملى وجود مقدس خالق و مالك و حيات‌بخش و رزاق و خداى خود را لحاظ كنيم كه همه كاره اوست و به همه جا و به همه كس ناظر اوست ، و كليد بهشت و جهنم در اختيار اوست و قبولى و ردّ عمل با حضرت اوست .

نامه‌اى تكان دهنده

عبداللّه قطب در بيان عذاب حرمان و هجران از حق كه معلول گناه و معصيت به خصوص معاصى قلب مخصوصاً برنامه زشت ريا است در نامه‌اى به دوستش مىنويسد :