دادى ؟ آيا منظورت اين بود كه مولايت تو را امر كرده يا به خاطر هواى نفس و شهوت بود ، پس اگر در اين مرحله از رسيدگى سالم درآمد نوبت به پرونده دوم مىرسد كه عمل را چگونه انجام دادى كه خداى را در هر عمل ، شرايط و حدودى است كه بايد رعايت گردد و رسيدگى مىشود كه آيا تشخيص حدود و شرايط از روى علم و تحقيق بوده يا از روى جهل و گمان ؛ پس اگر از اين مرحلهء بازرسى نيز به سلامت بگذرد پرونده سوم مطرح مىگردد كه براى چه كسى انجام دادى ، آيا در عمل اخلاص داشتى و تنها براى خدا انجام دادى و به محتواى « لا إله الّا اللّه » كه بر زبان داشتى وفادار بودى ؟ تا اجر و پاداشت بر خدا باشد . يا آن كه براى ريا و تزوير ونشان دادن به مخلوقى همانند خودت بود كه بايد اجر و پاداشت را از همان مخلوق بگيرى ، چنان كه در روايات متعدد اين مضمون آمده و يا آن كه عملى كه انجام دادى براى رسيدن به مزد و پاداش دنيوى بوده كه بهرهات را در دنيا بردهاى و يا آن كه از روى سهو و غفلت بوده كه اجر و پاداشى ندارى .
بالجمله ، اگر آدمى متوجه باشد كه اين چنين بازپرسىها در پيش دارد نفس خود را رها نمىكند تا هر چه بخواهد انجام دهد و پيش از آن بازخواست شود ، خودش را به دادگاه وجدان مىكشد و از او بازخواست مىكند تا نفس از راه حق منحرف نشود و به خسران و زيان گرفتار نگردد .
يكى از عرفاى بزرگ در سخنى عميق و با معنا مىگويد :
« انَّما يَتَحَقَّقُ بِالْمُراقَبَةِ مَنْ يَخافُ عَلى فَوْتِ حَظِّهِ مِنْ رَبِّهِ » .
مراقبت از نفس در كسى تحقق مىيابد كه بر فوت بهرهاش از پروردگار بترسد .
غفلت ما از مراقبه از آن روست كه ندانستيم با ترك مراقبه چه از دست داده و خواهيم داد و از چه بهرههاى الهى محروم بوده و خواهيم بود و ندانستيم كه حظّ ربّ چيست ؟ و چگونه آن حظّ با مخالفت با حضرت او منافات دارد ، افسوس كه
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٢