تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
است و عجب گروهى بدانجا رسد كه پندارند كه ايشان را خود معصيت زيان ندارد و نخواهد داشت و هر چه خواهند همى كنند و اين مقدار ندانند كه چون خلاف جد و پدر خود كنند نسب خود از ايشان قطع كرده باشند و ايشان شرف در تقوا و تواضع دانستند نه در نسب و هم از نسب ، ايشان كسانى بودند كه اهل جهنمند . و رسول صلى الله عليه و آله منع كرد از فخر نسب گفت : همه از آدمند و آدم از خاك . و چون بلال بانگ نماز كرد ، بزرگان قريش گفتند : اين غلام سياه را چه محل بود كه اين وى را مسلم بود ؟ اين آيت بيامد كه :
[ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ]
« 1 » . بىترديد گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست . و چون اين آيت فرود آمده كه :
[ وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ]
« 2 » . و خويشان نزديكت را [ از عاقبت اعمال زشت ] هشدار ده . صفيه را كه عمهء وى بود گفت : يا عمه محمّد ! به كار مشغول شو كه من تو را دست نگيرم و اگر خويشان را قرابت وى كفايت بودى ، بايستى كه فاطمه را از رنج تقوا برهانيدى ، تا خوش همى زيستى و هر دو جهان را مىبودى . اما اندر جمله قربت را زيادت اميدى است به شفاعت وى ، و لكن باشد كه گناه چنان بود كه شفاعت نپذيرد و نه همه گناهى شفاعت پذيرد ، چنان كه حق تعالى گفت :
هامش
( 1 ) - حجرات ( 49 ) : 13 . ( 2 ) - شعراء ( 26 ) : 214 .