تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
عجب از كسى كه منكر مرگ است ، در حالى كه هر شب و روزى مىميرد و عجب از كسى كه جهان بعد را منكر است ، در حالى كه جهان فعلى را مىنگرد و عجب از كسى كه براى خانهء فنا كار مىكند ، در حالى كه عمل براى خانهء بقا را ترك كرده است « 1 » .
صاحبا عمر عزيز است غنيمت دانش * گوى خيرى كه توانى ببر از ميدانش چيست دوران رياست كه فلك با همه قدر * حاصل آن است كه دايم نبود دورانش آن خدايى است تعالى ملك الملك قديم * كه تغيّر نكند ملك جاويدانش جاى گريه است بر اين عمر كه چون غنچه‌گل * پنج روز است بقاى دهن خندانش دهنى شير به كودك ندهد مادر دهر * گر دگر باره به خون در نبرد دندانش مقبل امروز كند داروى درد دل خويش * كه پس از مرگ ميسّر نشود درمانش خوى سعدى است نصيحت چكند گر نكند * مشك دارد نتواند كه كند پنهانش « 2 »
هامش
( 1 ) - الأمالى ، طوسى : 663 ، حديث 1387 ؛ بحار الأنوار : 75 / 142 ، باب 21 ، حديث 4 . ( 2 ) - سعدى .