منشأ عجب اين بيچارگان و خودپسندى اين بدبختها جز جهل و بىخبرى و غفلت و بىخردى چيزى نيست گرفتار عجب بايد بداند راه خطرناكى را طى مىكند ، راهى كه خطر جدايى از واقعيتها و دورى را به دنبال دارد و ميوهء تلخش عذاب الهى در روز قيامت است .
خود ديدن و خود خواستن و خود پسنديدن و عمل و مال و علم خود را بالاستقلال نظر كردن و به آن دل خوش نمودن راه شيطانى و عاقبتش خزى دنيا و گرفتارى به آتش در جهان ديگر است .
عجب موجب جدايى از اولياى الهى
عجب گاهى مراحل بسيار خطرناكى دارد . از جمله آن مراحل اين است كه انسان را به عقل تنها و دانش تنها متكى كرده و دست آدمى را از دامن راهبران الهى و پيشوايان حق يعنى انبيا و اوليا و ائمه طاهرين عليهم السلام جدا كرده و وسيلهء بدبختى دو جهان را براى آدمى فراهم مىآورد .
اگر خير دنيا و آخرت مىخواهيد ، هيچ وقت نگوييد عمل من ، ثروت من ، شخصيت من ، دانش من ، عقل من ، رأى من ، بلكه تمام وجود شما مترّنم به اين حقيقت باشد كه :
ألْعَبْدُ وَما فى يَدِهِ كانَ لِمَوْلاهُ .
بنده و آنچه در اختيار دارد همه و همه از آن مولاى اوست .
به اين حقيقت هر كس به نحو شهود واقف گردد درِ دل را به روى تمام رذايل بسته و به خصوص از صفت نكوهيده و ناپسند عجب و خودبينى رسته است .
فيض آن عارف واله مىگويد :