برده و براى انسان ارتكابش را آسان مىنمايد !
آدم معجب هر آينه به خود و به پروردگارش مغرور مىشود و از عذاب و مكر حق ايمن گردد و كار را به جايى مىرساند كه انسان تصور مىكند برايش در پيشگاه حق منزلتى است و گاهى بدتر از آن آدمى را به خاطر ايمان و عملش به منتگذارى بر خداوند مىكشاند .
اعجاب به نفس يا به عقل يا به عمل يا رأى و يا به علم ، انسان را از استفاده و استشاره و سؤال از علم و پندگيرى و نصيحتپذيرى محروم مىنمايد ، عجب حالت بسيار خطرناكى است كه آفات و زيانش قابل شمارش نيست .
قرآن مجيد در بسيارى از آيات اعلام صريح فرموده ، خداوند اهل عجب را دوست ندارد .
عجب در روايات
در دعاى بيستم « صحيفهء سجاديه » مىخوانيم :
وَعَبِّدْنى لَكَ ، وَلا تُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ « 1 » .
الهى ! بندگى مرا براى خود خالص قرار ده و از اين كه عجب عمل مرا فاسد كند مرا در پناهت محافظت فرما .
حضرت رضا عليه السلام مىفرمايد :
مردى در بنى اسرائيل چهل سال خدا را عبادت كرد ، عبادتش مقبول حضرت دوست نيفتاد ، به خود گفت : بدبختى از خود توست و علّت منع قبولى در وجود توست ، از جانب حق ندا آمد ، اين سرزنشى كه از خود كردى ، از عبادت چهل
هامش
( 1 ) - الصحيفة السجادية : 94 ؛ مستدرك الوسائل : 1 / 142 ، باب 21 ، حديث 210 .