تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
رهگذر عقل‌هايشان با ايشان گفتگو فرمايد . پس نورى را كه در گوش‌ها و ديده‌ها و دل‌هاى بيدار دارند چراغ راه كنند ، روزهاى خدا را به ياد مردم آورند و آنان را از مقام مقدسش بترسانند ، آنان هم چون راهنمايان بيابان‌ها هستند كه هر كس ميانه‌رو باشد رهروى او را بستايند و به رستگارى مژده‌اش دهند و آن كه راست‌گرا و چپ‌گرا باشد ، راهش را نكوهش نموده و از تباهى برحذرش دارند و به همين منوال چراغ‌هاى آن تاريكىها و رهبران آن شبهه‌ها هستند ، اگر با ديدهء عقلت آنان را بنگرى كه خواهى ديد كه ايشانند نشانه‌هاى هدايت و چراغ‌هاى شب تار « 1 » . منظور از اين جملات نورانى كه از امام عارفان اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده اين است كه هر كس خود را نبيند و علم و مالى براى خود نداند و ديده جز به روى يار ازل و ابد باز نكند و سر تواضع و فروتنى به خاك مذّلت جز براى او نسايد ، قلبش تجلىگاه انوار و وجودش مظهر اسما و صفات گردد . آرى ، منفعت پاك زيستن از عجب اين است ، منفعتى كه در جنب آن خير دنيا و آخرت مىجوشد . در هر صورت آنچه مثبت و خير است از خدا بدانيد ، هرگز عمل نيك خود را از خود ندانسته و ادعاى ملكيت نداشته باشيد و به دانش خود به عنوان علم من ننگريد كه عجب از گناه عملى بدتر است ، گناه با آب توبه به آسانى شسته مىشود ، ولى شستشوى عجب كه يك صفت قلبى است ، اگر آدمى به آن ناچار شود كار بسيار مشكلى است . عجب طاعات را فاسد و عبادات را از مرحلهء قبولى حق دور مىكند ، عجب انسان را تا مرز كفر مىبرد و گناهان را با همه سنگينى كه بر آن‌ها مترتب است از ياد
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : خطبهء 213 .