تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
مىگويد : نزديك بود در امتحان رفوزه شوم ، نداى محمد بن يونس را شنيدم : دادگاه قيامتت را به ياد آور ، بر آن ضربت‌ها صبر كردم و از دادن اطلاعات به دولت هارون خوددارى نمودم و بر اين تقوا و استقامت ، خدا را شكر كردم .
خبرى يافتم از يار مپرسيد زمن * تا نياريد بر من خبر دار و رسن خبرى يافته‌ام از گل و از باد بهار * خبر من برسانيد به مرغان چمن خبر مرغ چمن باغ و گلستان باشد * خبر باغ و گلستان چكند دفع حزن
خبرى يافتم از نكهت پيراهن دوست * به خطا چند دويد از پى آهوى ختن خبرى يافتم اى جوهرى از معدن لعل * تو چرا مىروى از بهر عقيقى به يمن خبرى يافتم از دولت وصلت به نوا * تو كجا مىروى از بهر اويسى به قرن « 1 »

ميرزا حسن كرمانشاهى و طلبهء شاهرودى

آقا ميرزا حسن كرمانشاهى ، علاوه بر احاطه به علوم متداول عصر از علوم رياضى و طب و حكمت مشّا و اشراق و فلسفه و عرفان و فقه ، در عمل و اخلاق فريد عصر خود بود . نجابت و عفت نفس و بىتوجهى او به دنيا و اهل پليد آن زبانزد خاص و عام بود ، با اين كه در كمال عسرت زندگى مىنمود ، از احدى پول قبول نمىكرد و با همان حق تدريس مدرسهء سپهسالار قديم زندگى مىنمود . ابتلا به فقر و تنگدستى شديد هرگز در روحيهء او تزلزل وارد نكرد و از روزگار شكايت نداشت و با شدايد مىساخت . هيچ چيز مانع او از تدريس و تربيت شاگرد نمىشد ، يكى از اكابر مىگفت :
هامش
( 1 ) - شيخ كمال خجندى .