تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
برسانيد ! !
آن را كه جاى نيست همه شهر جاى اوست * درويش هر كجا كه شب آيد سراى اوست بىخانمان كه هيچ ندارد به جز خداى * او را گدا مگوى كه سلطان گداى اوست مرد خدا به مشرق و مغرب غريب نيست * هر جا كه مىرود همه ملك خداى اوست آن كز توانگرى و بزرگى و خواجگى * بيگانه شد به هر كه رسد آشناى اوست كوتاه همه همه راحت طلب كنند * عارف بلا كه راحت او در بلاى اوست هر آدمى كه كشته شمشير عشق شد * گو غم مخور كه ملك ابد خونبهاى اوست « 1 »

مقام بىبديل ابن ابى عمير

مولى محمد بن على اردبيلى مؤلف « جامع الرواة » مىگويد : اين مرد بزرگ و راوى عظيم القدر اصلًا از اهالى بغداد و در همان شهر سكونت داشت ، از ائمه طاهرين عليهم السلام سه نفر آنان را زيارت و افتخار شاگردى و نصرت و يارى آنان را داشت و فرهنگ الهى آن بزرگواران را با كمال جديّت به ديگران تعليم مىداد .
هامش
( 1 ) - سعدى .