اولًا مىگويم : هيچ كس اسباب قطبيت را مانند حاج ملّا هادى نداشت ، از علم و حكمت و زهد بىپايان ، او از راه علم دخلى ننموده و معاشش منحصر به اجارهء ملك موروثىاش بود .
و امتيازهاى تاريخى او آن بود كه با توفر و تسهل اسباب رياست ، ترك هرگونه رياستى نمود ، حتى پيش نمازى نكرد و به مهمانى نرفت و با رؤساى بلدش هم بزم نشد تا از آنها پيش افتد و در صدرنشينى و سفره چينى و مجموعه غذا گذاردن و برداشتن و غليان و دعا كردن روضه خوان و دست بوسيدن عوام رعونتى ظاهر سازد .
يك زندگى سادهء بىآلايش بىخودنمايى نمود كه امتياز براى خود قائل نشد و هيچ استفاده از توجهات كاملهء مردم به خودش ننمود و ثروتى نيندوخت و اولادش را متجّملًا بار نياورد و آنها را عادت به رعيتى نداد .
آن جناب داراى كراماتى بود كه آن كرامات معلول مبارزههاى جانانه او با هواى نفس و رياضات و عبادات آن بزرگوار بود .
آخوند همدانى كه از مشايخ اجازهء اين افتادهء مسكين است ، براى اين فقير نقل كرد ، زمانى كه نزد آيت اللّه حاج شيخ عبدالنبى نورى تلمذ داشتم فرمودند ، در ايام جوانى كه در مدرسهء مروى درس مىخواندم علاقهء عجيبى به علم كيميا پيدا كردم ، در پستوى حجره كتب مربوطه را گرد آورده و سرگرم مطالعه در آن دانش بودم ، پس از چندى قافلهاى از نور مازندران براى رفتن به مشهد به تهران آمد ، از اهل قافله خواهش كردم مرا هم با خود ببرند ، اهل قافله پذيرفتند ، در مسير راه خرجى خود را برآورد كردم ديدم چند قران كم خواهم آورد . چون به سبزوار رسيديم اطراق كرديم ، چند نفر از اهل قافله در شهر سبزوار مصمم به ديدن حاجى شدند ، من هم همراه آنان رفتم ، به وقت خداحافظى حاجى مرا نگاه داشت ، كمبود خرجى مرا
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٣١