بدين مشغول باشد ، بنده و خادم درگاه الهيت باشد و آنچه حق تعالى گفت كه :
[ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ]
« 1 » .
و جن و انس را جز براى اين كه مرا بپرستند نيافريديم .
معنى وى اين است :
پس دل را بيافريدند و اين مملكت و لشگر به وى دادند و اين مركب تن را به اسيرى به وى دادند تا از عالم خاك ، سفرى كند به اعلى عليين .
اگر خواهد كه حق اين نعمت بگذارد و شرط بندگى بجاى آرد ، بايد كه پادشاهوار در صدر مملكت بنشيند و از حضرت الهيت قبله و مقصد سازد و از آخرت وطن و قرارگاه سازد و از دنيا منزل سازد و از تن مركب سازد و از دست و پاى و اعضا خدمتكاران سازد و از عقل وزير سازد و از شهوت جابى « 2 » مال سازد و از غضب شحنه سازد و از حواس ، جاسوسان سازد و هر يكى را به عالمى ديگر موكل كند تا اخبار آن عالم ، جمع هم كنند و از قوت خيال كه در پيش دماغ است صاحب بريد سازد ، تا جاسوسان ، جمله اخبار نزد وى جمع همى كنند و از قوت حفظ كه در آخر دماغ است خريطهدار « 3 » سازد ، تا رقعهء اخبار را دست صاحب بريد مىستاند و نگاه مىدارد و به وقت خويش بر وزير عقل عرضه مىكند و وزير بر وفق آن اخبار كه از مملكت به وى مىرسد تدبير مملكت و تدبير سفر پادشاه مىكند .
چون بيند كه يكى از لشگر چون شهوت و غضب و غير ايشان نمىشدهاند بر پادشاه و پاى از اطاعت وى بيرون نهادهاند و راه بر وى بخواهند زد ، تدبير آن كند
هامش
( 1 ) - ذاريات ( 51 ) : 56 .
( 2 ) - جابى : تحصيلدار و مأمور وصول ماليات .
( 3 ) - خريطه : كيسه چرمى .