و قوت توهم ، هر يكى را از اين قوتها كارى است خاص و اگر يكى به خلل شود كار آدمى به خلل شود در دين و دنيا .
و جمله اين لشگرهاى ظاهر و باطن به فرمان دلاند و وى امير و پادشاه همه است .
چون زبان را فرمان دهد در حال سخن گويد و چون دست را فرمان دهد بگيرد و چون پاى را فرمان دهد برود و چون چشم را فرمان دهد بنگرد و چون قوت تفكر را فرمان دهد بينديشد و همه را به طوع و طبع مطيع و فرمانبردار او كردهاند ، تا تن را نگاه دارد و چندانى كه زاد خويش برگيرد و صيد خويش حاصل كند و تجارت آخرت تمام كند و تخم سعادت خويش بپراكند .
طاعت داشتن اين لشگر ، دل را به طاعت داشتن فرشتگان ماند حق تعالى را كه خلاف نتوانند كردن در هيچ فرمان ، بلكه به طبع و طوع فرمان بردار باشند .
شهوت ، عامل خراج
شناختن تفاصيل لشگر دل دراز است و آنچه مقصود است تو را به مثالى معلوم شود .
بدان كه مثال تن چون شهرى است و دست و پاى و اعضا پيشه وران شهرند و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه « 1 » شهر است و دل پادشاه شهر است و عقل وزير پادشاه است و پادشاه را بدين همه حاجت است ، تا مملكت راست كند .
و ليكن شهوت كه عامل خراج است ، دروغ زن و فضولى و تخليطگر است و هر
هامش
( 1 ) - شحنه : داروغه ، پاسبان شهر .