تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
چه وزير عقل گويد به مخالفت آن بيرون آيد و هميشه خواهان آن باشد كه هر چه در مملكت ، مال است همه به بهانهء خراج بستاند و اين غضب كه شحنهء شهر است شرير و سخت تند و تيز است و همه كشتن و شكستن و ريختن دوست دارد و هم چنان كه پادشاه شهر اگر مشاورت همه با وزير كند و عامل دروغ زن و مطمع را ماليده دارد و هر چه وى بر خلاف وزير گويد نشنود و شحنه را بر وى مسلط كند ، تا وى را از فضول باز دارد و شحنه را نيز كوفته و شكسته دارد ، تا پاى از حد خويش بيرون ننهد و چون چنين كار كند ، مملكت به نظام بود . همچنين پادشاه دل ، چون كار به اشارت وزير عقل كند و شهوت و غضب را زير دست و به فرمان عقل دارد ، عقل را مسخر ايشان نگرداند ، كار مملكت تن راست بود و راه سعادت و رسيدن به حضرت الهيت ، بر وى بريده نشود و اگر عقل را اسير شهوت و غضب گرداند مملكت ويران شود و پادشاه ، بدبخت گردد و هلاك شود .
جهان آفرين كين جهان آفريد * سراسر همه بهر جان آفريد
كه در جان كند عشق را استوار * وزان عشق گردد جهان پايدار تن زنده را عشق چون آذرى است * كز آلايش مرگ و پيرى برى است تنى را كه اين عشق سوزنده نيست * چنين تن جز از مرگ را بنده نيست
از اين جمله كه رفت بدانستى كه شهوت و غضب را براى طعام و شراب و نگاهداشتن تن آفريده‌اند ، پس اين هر دو خادم تنند و طعام و شراب علف تن است و تن را براى حمالى حواس آفريده‌اند ، پس تن خادم حواس است و حواس را براى جاسوسى عقل آفريده‌اند ، تا دام وى باشد كه به وى عجايب صنع خداى تعالى بداند ، پس حواس خادم عقلند و عقل را براى دل آفريده‌اند تا شمع و چراغ وى باشد كه به نور وى ، حضرت الهيت را ببيند كه بهشت وى است ، پس عقل خادم دل است و دل را براى نظارهء جمال حضرت ربوبيت آفريده‌اند ، پس چون