تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
اهل گورستان همسايگانى هستند كه با هم انس نمىگيرند و دوستانى كه به ديدن يك ديگر نمىروند ، نسبت‌هاى آشنايى بينشان كهنه و سبب‌هاى برادرى از آن‌ها بريده شده است . پس همگى با اين كه يك جا گرد آمده‌اند تنها و بىكسند و با اين كه دوستان بودند از هم دورند ، براى شب بامداد و براى روز شب نمىشناسند ، هر يك از شب و روز كه در آن كوچ كرده‌اند برايشان هميشگى است . سختىهاى آن سرا را سخت‌تر از آنچه مىترسيدند مشاهده كردند و آثار آن جهان را بزرگ‌تر از آنچه تصور مىكردند ، ديدند . پس اگر بعد از مرگ به زبان مىآمدند ، نمىتوانستند آنچه را به چشم ديده و دريافته‌اند ، بيان كنند و اگر چه نشانه‌هاى ايشان ناپديد شده و خبرهاشان قطع گرديده ولى چشم‌هاى عبرت‌پذير آنان را مىنگرد و گوش‌ها خردها از آن‌ها مىشنود كه از غير راه‌هاى گويايى بلكه به زبان حال و عبرت مىگويند : آن چهره‌هاى شگفته و شاداب بسيار گرفته و زشت شد و آن بدن‌هاى نرم و نازك بىجان افتاده و جامه‌هاى كهنه و پاره پاره در برداريم ، تنگى گور ما را سخت به رنج افكنده و وحشت و ترس را به ارث برديم و منزل‌هاى خاموش به روى ما ويران گرديد ، اندك نيكوى ما نابود و روهاى خوش آب و رنگ ما زشت و ماندن ما در منزل‌هاى ترسناك دراز گشت و از اندوه رهايى و از تنگى فراخى نيافتيم . پس اگر به عقل و انديشه‌ات حال ايشان را تصور نمايى ، يا پوشيده شدگى پرده از جلوى تو برداشته شود ، در حالى كه گوش‌هاشان از جانوران زير زمينى نقصان يافته و كر گشته و چشمشان به خاك سرمه كشيده شده و فرو رفته و زبان‌ها بعد از تند و تيزى در دهان‌ها پاره پاره و دل‌ها بعد از بيدارى در سينه‌هاشان مرده و از حركت افتاده و در هر عضو ايشان پوسيدگى تازه‌اى كه آن را زشت مىسازد فساد