تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و تباهى كرده و راه‌هاى آسيب رسيدن به آن آسان گرديده ، در حالى كه اندامشان در برابر آسيب تسليم و دست‌هايى نيست كه آن‌ها را دفع نمايد و نه دل‌هايى كه ناله و فرياد كند . اندوه دل‌ها و خاشاك چشم‌ها را خواهى ديد كه براى آن‌ها در هر يك از اين رسوايى و گرفتارىها حالتى است كه به حالت ديگر تبديل نمىشود و سختى است كه بر طرف نمىگردد . و چه بسيار زمين ، ابدان ارجمند و صاحب رنگ شگفت‌آورى را خورده است كه در دنيا متنعّم به نعمت و پرورده خوش‌گذرانى و بزرگوارى بوده ، هنگام اندوه به شادى مىگراييده و به جهت بخل ورزيدن به نيكويى زندگانيش و حرص و كارهاى بيهوده و بازيچه ، چون مصيبت و اندوهى به او وارد مىگشت . متوجه لذت و خوشى شده خود را از اندوه منصرف مىنمود ، پس در حالى كه او به دنيا و دنيا به او مىخنديد در سايه خوشى زندگانى بسيار غفلت‌آميز ناگهان روزگار او را با خار خود لگدكوب كرد و قوايش را در هم شكست و از نزديك ابزار مرگ به سويش نگاه مىكرد ، پس او به اندوهى دچار شد كه به آن آشنا نبود و با رنج پنهانى همراز گشت كه پيش از اين آن را نيافته بود و بر اثر بيمارىها ضعف و سستى بسيار در او به وجود آمد ، در اين حال هم به بهبودى خود انس و اطمينان كامل داشت و هراسان روآورد به آنچه اطبا او را به آن عادت داده بودند ، از قبيل علاج گرمى به سردى و بر طرف شدن سردى به گرمى ، پس داروى سرد ، بيمارى گرمى را خاموش نساخته بلكه به آن مىافزود و داروى گرم ، بيمارى سردى را بهبودى نداده ، مگر آن را به هيجان آورده سخت مىنمود و با داروى مناسب كه با طبايع و اخلاط درآميخته مزاج معتدل نگشت ، مگر آن كه آن طبايع هر دردى را كمك كرده مىافزود ، تا اين كه طبيب او سست شد و از كار افتاد و پرستارش فراموش كرد و زن و فرزند و غم‌خوارش از بيان درد او خسته شدند و در پاسخ پرسش كنندگان حال او ، گنگ