حيران و سرگردان روز را به شب مىآورد و شب را تا به روز بيدار بود ، در حالتى كه برادر غمخوار و پدر مهربان و همسرى كه از بىصبرى واى واى مىگفت و دختر كه از اضطراب و نگرانى به سينه مىزد در اطراف او بودند و آن مرد در بيهوشى جان كندن كه او را در خود مشغول مىداشت ، در غم و اندوه بسيار و نالهء دردناك و جان دادن با سختى و رفتن از دنيا از روى رنج مبتلا بود .
پس در كفنها پيچيده مىشود و در حالت نوميدى به سوى قبر كشيده در حالى كه هيچ كارى از دستش بر نمىآيد ، بعد او را روى تختههاى تابوت مىاندازند ، وامانده و از حال رفته ، مانند شتر از سفر بازگشته و رنجور كه از سختى بيمارى لاغر گرديده ، فرزندان و برادران گرد او آمده او را به دوش مىكشند و تا خانهء غربت و بىكسى ، جايىكه ديگر ملاقات نخواهد شد وى را مىبرند .
چون تشييعكنندگان و مصيبت ديدهها از گورستان بازگردند او را در قبر مىنشانند ، از وحشت و ترس سؤال و لغزش در امتحان آهسته سخن مىگويد .
بزرگترين بليّه در آنجا ، آب گرم نازل شده و وارد كردن به دوزخ و هيجان و شدت صداى آتش است ، در عذاب سستى نيست تا او را راحتى دهد و نه آسايشى كه رنج او را بر طرف سازد و نه قوت و طاقتى دارد كه از آن مانع گردد و نه مرگى كه او را از آن همه سختى برهاند و نه چشم بر هم زدن و خواب اندكى اندوهش را بزدايد ، بين انواع دردها و عذابهاى پى در پى مبتلاست ، ما از اين عذابها به خدا پناه مىبريم ! !
اى بندگان خدا ! كجا هستند كسانى كه خداوند به آنان عمر و زندگى داد و به نعمتهايش ايشان را متنعم نمود و آنچه بايد بدانند به آنها آموخت ، به طورى كه فهميدند و به آنان مهلت داد ولى اينان در بازى و بيهودگى فرصت را از دست دادند ، در تندرستى و رفاه بودند اما عطاى حق را فراموش كردند ، به آنان مدت
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٩٩