است ) دربارهء « جان و روان » كه قواى خود را در پيكر انسان تمركز داده ، فوج فوج بيرون همى فرستد اغراق نيست و دربارهء عدّهء معدودى از مردان عبقرى مانند شهيدان كوى حسين قابل تصديق است كه از آثار عظمت مالامالند و از گريبان فعاليت آنان منطقهايى ، ابرازهايى ، پر از عاطفه و پر از حماسه و مانند آب روان روى هم مىغلطد ! !
بنگريد از درون پيراهن آنان آثار توحيد ، تقوا ، اخلاق چنان سرشار به عالم منتشر و پراكنده شده و مىشود كه اگر توحيد هيكلى داشت ، همين طور آثار بروز مىداد .
هزاران دشمن به مقصد جان ، هزاران آرزوهاى تقوا سوز ، هزاران ازدحام اخلاق شكن ، نتوانست فعاليت اخلاقى آنان را تعطيل كند ، يا دامن تقواى آنها را لكهدار نمايد ، يا به نيروى توحيد و جان يكى شده با توحيد آنان چيره گردد ! !
پس تراكم قواى غير متناهيه تا اندازهاى قابل تصديق است ، اگر در شكستن ذرات و استخراج قوههاى غير متناهيه ، هنوز امتحان به عمل نيامده ، در تحليل شخصيت اينان و آثار نفسياتشان تا اندازهاى رسيدگى شده و ديده شده كه از بنيهء آنان ، هم آزادى و هم ضبط نفس ، هم روانى و هم حكومت بر نفس ، هم شجاعت و هم قانون ، هم محبت و هم ضلالت ، هم لطف و هم دلسوزى ، هم قهرمانى و رزمآورى ، هم خوددارى و خود نباختن در منطقه قدرت كفر و هم خود باختن در برابر حقيقت و فضيلت به حد كامل سرشار توأماً بيرون مىريزد .
پس نامتناهى بودن جان و روان يا انجماد قواى غير متناهيه را در جهان جان تصديق مىكنيم و براى توليد جو معنويت و بزرگ كردن خيال شنونده و عظمت روح خواننده ، تاريخ و پيام اين مهين مردان ، ما را كافى است .
در هر صورت آنچه مهم است در اين زمينه بدانى اين است كه اين همه صفت
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٧٣