آن كس كه در برابر متاع حيات مادى و آرايش ظاهر دنيا ، فريب نمىخورد و مقام با عظمت خلافت اللهى را با مشتى خاك و با چند روز مقام و با قليلى درهم و دينار معامله نمىكند زاهد است .
عرفان به واقعيتها و معرفت به حقايق و بصيرت به امور ظاهر و باطن ، مورث زهد است .
چون واقف شدى ، عمر هزار ساله در برابر عمر ابد آخرت لحظهاى بيش نيست ، به حقيقت زاهد خواهى شد .
چون آگاه شدى ، آنچه هست رفتنى است و تنها وجود باقى خداست و هر تكيهگاهى موقتى است ، تنها تكيهگاه ابدى حضرت رب العزه است ، از ماسوى اللّه زاهد شده و تنها به حضرت او رغبت كنى ، با توجه به اين حقايق است كه دنيا برايت مسجد و جمال محبوب برايت قبله و ذكر دائم برايت نماز و خدمت به خلق برايت عبادت مىگردد .
قدر خود بشناس و به آنچه بايد واقف گردى واقف شو ، در مقام كسب آگاهى و بصيرت و معرفت و عرفان برآى كه در تمام وجود از نظر قوه و استعداد همتا ندارى و به اين خاطر از ميان تمام ممكنات و موجودات تو را به مقام نيابت و خلافت از خود برگزيدهاند .
آرى ، معرفت به حقايق ، مقدمهء حركت به سوى حقايق و عشق به حقايق مقدمهء آراسته شدن به واقعيتهاست كه عارف : صابر ، متقى ، متوكل ، عاشق ، خاضع ، خاشع ، صامت ، مجاهد ، عابد ، عالم ، حليم ، حكيم و زاهد است و طى اين همه راه در گرو حكمت نظرى و عملى است و آن دو عبارت از شناخت قرآن با كمك اهل قرآن و آراسته شدن به حقايق اين كتاب است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٣٩