هنگامى كه براى آنان نشانههاى با عظمت تو آشكار گشت آنان را رهبرى كردى .
آن كس كه تو را از دست داد چه به دست آورد و كسى كه تو را پيدا كرد چه از دست داده ؟
آن كس كه غير تو را عوض از تو گرفت مأيوس شد و كسى كه غير از تو را از موجودات متغير جستجو نمود خسارت برد .
به غير تو چگونه مىتوان اميدوار شد ، در صورتى كه صفت احسان تو تبديلپذير نيست .
اى وجود مقدسى كه به محبوبانت شيرينى همدميت را چشاندى ، پس آنان از نتيجهء اين مرحمت پيشاپيشت به تملق ايستادند ، اى آن كه بر عاشقانت جامههاى هيبت پوشاندى تا در برابرت به جستجوى آمرزش قيام كردند .
تويى يادكننده پيش از يادكنندگان ، تويى آغازكننده به احسان پيش از روى آوردن بندگان ، تويى جود كننده به عطا پيش از خواستن خواستاران ، تويى بسيار بخشنده و سپس نسبت به آنچه به ما بخشيدهاى ، از وام طلبانى .
الها ! مرا با رحمتت بخواه تا به تو برسم و مرا با منتت جذب كن تا به تو روى آرم ، الهى جدا اميدم از تو بريده نشود ، گرچه نافرمانى كنم ، چنانكه ترسم از من جدا نشود گرچه اطاعت كنم .
جهانيان مرا به تو ناچار كردهاند ، دانشم مرا به كرمت انداخته ، تويى آرزوى من چگونه از تو نوميد شوم ؟ و تويى تكيهگاه من چگونه سبك شمرده شوم ، چگونه دعوى عزت كنم و حال اين كه در ذلت مركزم دادهاى و از طرفى چگونه دعوى عزت نكنم و حال آن كه مرا به خود نسبت دادهاى .
معبودا ! چگونه نيازمند نباشم و حال آن كه مرا در ميان تهيدستان نشاندى و از طرفى چگونه نيازمند باشم و حال آن كه مرا با جودت بىنياز گرداندى ؟
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٤١