[ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ]
« 1 » .
اگر سپاس گزارى كنيد ، قطعاً [ نعمتِ ] خود را بر شما مىافزايم .
مرا به مزيد بِرّ و انعام از جهت آن مخصوص گردانيد و اين اذن رجوع باز به مقام تفرقه كه مستلزم كمالات بسيار است ، به جهت ارشاد طالبان و تحقق به مقام تمكين و الهام بخشيدن ، تا به شرائط و آداب ارشاد تمام قيام نمايم ، از جمله آن انعام و بر است .
و از آداب ارشاد يكى آن است كه : اينك من به آن قيام مىنمايم و اول درس مسترشد آن ذكر مجاهدت و تحقق به مقامات و ثمرات آن بر وجهى كلى اجمالى تقديم كنم ، تا هم سبب تسهل تجرع مرارات ناكامىهاى سالك شود ، در سلوك راه فنا و تحقق به آن و هم موجب مزيد انبعاث و قوت داعيه او گردد در آن ، چه سير و سلوك عبارت از راه فنا رفتن است .
زيرا كه آدمى در مبدأ ظهور در اين نشئات عنصرى به نعت فعال لما يريدى و مباشرت تصرفات و ظهور به صفات كثرت منحرف ، قولًا و فعلًا منعوت مىباشد و به اين سبب از عالم وحدت و عدالت دور مىافتد .
پس اولًا : شريعت كه معين و مبين حكم وحدت و عدالت است فى جميع الحركات قولًا و فعلًا و ميزان آن به فناى بعضى از آن اوصاف متكثر منحرف بر وى حكم مىكند و به وحدت و عدالتش دلالت مىفرمايد .
و ثانياً : طريقت به حكم ارادت ، به قيود زيادت مقيدش مىگرداند ، تا بعضى از آنچه شريعت به حل و اباحت آن با او مسامحت مىكرد ، طريقت در آن مسامحت بر وى در بندد و به ترك و فناى افعال مباح و حلال نيز بر وى حكم كند ، چنان كه
هامش
( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) : 7 .