لذا در صدد قرار گرفتن در جاذبهء عظمتها و كمالات و انسانهاى رشد يافته برآمده و مىگويد :
آدمى در عالم خاكى نمىآيد به دست * عالمى ديگر ببايد ساخت و ز نو آدمى
انسان چون با طى مراحل معرفت و عبوديت به مقام انس برسد ، عظمت و كبريايى در سراسر وجودش محقق مىگردد و اوصاف و صفات و اسما حضرت او را در خود و همهء عالم به معاينه مىنگرد ، آن وقت است كه دعا مىكند اما دعاى همراه با آداب و شرايط و دعاى بر وفق مصلحت دنيا و آخرت و دعاى بر اساس آگاهى و معرفت كه اينگونه دعا دستور داده شده به فرمودهء حضرت صادق عليه السلام :
[ وَاعْرِفْ طُرُقَ نَجاتِكَ وَهَلاكِكَ كَيْلا تَدْعُواللّهَ بِشَىْءٍ عَسى فيهِ هَلاكُكَ وَأنْتَ تَظُنَّ أنَّ فيهِ نَجاتَكَ قالَ اللّهُ عَزّوَجَلَّ
[ وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا ]
« 1 » وَتَفَكَّرْ ماذا تَسْئَلُ وَلِماذا تَسْئَلُ ]
راههاى نجات و هلاك خود را قبل از دعا ، با سير در وادى معرفت بشناس تا خدا را به چيزى كه هلاك تو در آن است و تو گمان مىكنى راه نجات توست نخوانى و به دعايى بر عليه خودت برنخيزى .
خداوند مىفرمايد : انسان با شوق و رغبتى كه خير خود را مىجويد ، چه بسا به نادانى با همان شوق و رغبت شر و زيان خود را دعا كند و انسان بسيار بىطاقت و شتابكار است .
بنابراين در آنچه از حضرت او مىخواهى فكر كن كه مشروع است و فكر كن از جهت مشروع طلب مىكنى ، مثلًا اگر مال يا قدرت يا علم خواستى ، تأمل كن كه اينها را از جهت توسعه زندگى و اداى حق مىخواهى يا از براى شهوت و شهرت و زورگويى و دنياطلبى ؟
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) : 11 .