و به وجود آمدن ميلياردها ميليارد حقايق و واقعيتهاى با يك نظم بهتانگيز و ظهور انسان در روى زمين با آن همه ابعاد و استعدادها و تكاپوها و جريان لذايذ و آلام و ستم و جورهاى رقتانگيز و دانش و بينش و خوشىها و عدالتها و آرمانها و هدفگيرىهاى و الا فقط و فقط براى اين بوده است كه عدهاى معدود الفاظ و حركات و سكنات ناچيزى را انجام بدهند كه يك صدم انگيزههاى آنان الهى و واقعى نمىباشد .
عبادت كه در آيهء :
[ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ]
« 1 » .
و جن و انس را جز براى اين كه مرا بپرستند نيافريديم .
به طور صريح هدف آفرينش جن و انس معرفى شده است ، آگاهى و گرايش به كمال مطلق است كه صفت خداوندى است ، اين آگاهى و گرايش مىتواند همهء روابط انسان را با همنوعان خود و با جهان و همهء گفتار و كردار و فعاليتهاى مغزى و روانى آدمى را ، معناى عبادت ببخشد ، اين بيت زير را دقت فرمائيد :
چيست دين برخاستن از روى خاك * تا زخود آگاه گردد جان پاك « 2 »
آغاز عبادت آگاهى از جان پاك است كه شعاعى از اشعهء خداوندى است و پايان آن رسانيدن اين جان به جاذبه ربوبى .
دوام اين آگاهى اساسىترين عامل كمال آدمى است ، خواه در محراب عبادت باشد ، خواه در ميدان جنگ با تبهكاران ضد انسان ، چه در تفريح و خوشىهاى معقول باشد و چه در ناگوارىها و تلاش براى نجات زندگى ، خواه در خندهها ، خواه در گريهها .
هامش
( 1 ) - ذاريات ( 51 ) : 56 .
( 2 ) - جاويد نامه ، اقبال لاهورى .