تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
او از همهء عالم آگاهى و وقوفش به مسئلهء فقر ذاتى و نياز طبيعى و حتمى موجود بيشتر بود و توجه به اين نياز همه جانبه را نسبت به حضرت بىنياز و فقر ذاتى را نسبت به غنى حميد فخر خود مىدانست و بالاترين مقام را براى خويش سلطنت فقر به حساب مىآورد و در برابر حضرت دوست با تمام وجودش عرضه مىداشت : ألْفَقْرُ فَخْرى « 1 » . فقر ، سرافرازى و افتخار من است . در زمينه اين نوع دعا و اين شكل درخواست و طلب ، ذات موجودات يكسان است و كل عالم هستى بىوقفه در زمينهء فقر ذاتى و امكانيش ، حتى تمام كفار و بت‌پرستان و همهء فاجران و فاسقان و ملحدان در حال دعايند و اگر اين خط و ربط در وجود آنان نسبت به حضرت او نبود ، امكان ادامه زندگى براى كم‌ترين لحظه براى هيچ كدامشان وجود نداشت . از اين طلب ذاتى و درخواست طبيعى كه سراسر هستى موجودات و شؤون آنان را فرا گرفته و هيچيك را براى ادامه زندگى چاره‌اى جز آن نيست تعبير به دعاى تكوينى مىشود ، كه در اين دعا زبان و صدا و اشك و ناله و زارى مدخليت ندارد و نسبت به اين دعا هم دستورى نيست كه چرا اين قسم از دعا ذاتى موجودات و بافت وجودى و طبيعى آنان است . اما قسمتى ديگر در زمينه دعا وجود دارد كه به آن دستور داده شده و از جن و انس و ملائكه ، خواسته‌اند كه اين حقيقت را بالاراده به دستور حضرت رب العزه تحقق دهند .
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلى : 1 / 39 ، الفصل الرابع ، حديث 38 ؛ بحار الأنوار : 69 / 49 ، باب 94 ، حديث 58 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 183 | شيخ حسين انصاريان