چشم بگشا كه جلوهء دلدار * متجلى است از در و ديوار
نحن اقرب اليه آمده است * دور افتادهاى تو از پندار
كل شىء محيط مىبينم * آنچه مىبينمش به نقش و نگار
او به پيش تو ايستاده چو سرو * سر فرو بردهاى تو نرگسوار
سرمهاى گر زنور بىبصرى * نكشى در دو چشم بر سر كار
اندرون و برون نشيب و فراز * از پس و پيش و از يمين و يسار
شاهد لا إله الّا هو * پيش تو پرده گيرد از رخسار
كاروان نفخت من روحى * به سراى تو برگشايد بار
ثم وجه اللّه آيدت به نظر * وهو معكم نمايدت ديدار
اين تماشا چو بنگرى گويى * ليس فى الدار غيره ديار
گر تو علم اليقين به دست آرى * سوى عين اليقين بيابى بار
عشق او در دلت كند منزل * روز روشن نمايدت شب تار
محو گردى چنان كه از مستى * نشناسى همى سر و دستار
كار كن كار پيش از آنكه اجل * به در آرد زهستى تو دمار
قلم راستى به دست آور * بر ورقهاى جان و دل بنگار « 1 »
مفهوم شكر ، مدح ، حمد
شكر ، سپاسگزارى در برابر نعمت است بدون توجه به مقام صاحب نعمت .
مدح ، ستايش ممدوح است به خاطر جمال و كمالى كه دارد بدون توجه به نعمت و احسان او .
حمد ، جامع معناى سپاس و مدح است ، حمد يعنى سپاسگزارى در برابر تمام نعمتهاى داده شده و احسان و عنايت دوست ، با توجه به مقام عالى او كه جامع
هامش
( 1 ) - هاتف اصفهانى .