تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
رحم كند و به طريق وعظ و نصيحت از روى لطف و ملايمت ، ايشان را به راه راست خواند و از هركه معصيتى صادر گردد ، چنان كه داند كه از او واقع شده - مهما امكن - در ازالهء او بكوشد از روى شفقت كه مبادا متعرض سخط الهى گردد و بر عاصيان و درماندگان به چشم رحمت نگرد ، نه به ديدهء خوارى و ذلّت . در اخبار آمده كه روزى عيسى عليه السلام با جمعى از حواريان به راهى مىگذشت ، ناگاه گناه‌كارى و تباه روزگارى كه در آن عصر به فسق و فجور معروف و مشهور بود ايشان را بديد ، آتش حسرت در سينه‌اش افروخته گشت ، آب ندامت از ديده‌اش روان شد ، از صفاى وقت عيسى عليه السلام و مصاحبان او بر انديشيد ، تيرگى روزگار و تاريكى حال خود را معاينه ديد ، آه جگرسوز از دل پر خون بركشيد و با زبان حال گفت :
يا رب كه منم دست تهى چشم پر آب * جان خسته و دل سوخته و سينه كباب نامه سيه و عمر تبه ، كار خراب * از روى كرم به فضل خويشم درياب
پس با خود انديشه كرد كه هر چند در همهء عمر قدمى به خير برنداشته‌ام و با اين آلودگى قابليت همراهى پاكان ندارم ، اما چون اين قوم دوستان خدايند ، اگر به موافقت ايشان دو سه گامى بروم ضايع نخواهد بود ، پس خود را سگ اصحاب ساخت و بر پى آن جوانمردان فريادكنان مىرفت ، يكى از اصحاب باز نگريست و آن شخص را كه به نابكارى و بدكارى شهره شهر و دهر بود ديد كه بر عقب ايشان مىآيد گفت : يا روح اللّه ! اى جان پاك ! اين مرده دل بىباك را چه لايق همراهى ماست و بودن اين پليد ناپاك در عقب ما در كدام طريق رواست ؟ اى عيسى ! او را بران تا از قفاى ما بازگردد كه مبادا شومى گناهان او در ما رسد . عيسى عليه السلام متأمل شد تا به آن شخص چه گويد و به چه نوع عذر او را خواهد كه ناگاه وحى الهى در رسيد كه : يا روح اللّه ! يار با عُجب و پندار خود را بگوى تا كار از سر گيرد كه هر عمل
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 361 | شيخ حسين انصاريان