لذا جلال الدين مولوى در ابيات مورد تحليل مىگويد :
اگر تو قرآن را براى رفع ملالت خاطر مىخوانى چه تفاوتى با كليله و شاهنامه خواندن دارد ؟
قرآن را براى خدا فرا گيريد و براى خدا عمل كنيد ، تا به نقطهاى كه براى شما معلوم كردهاند و آن مقام خلافت از حق است برسيد ، قرآن را براى كسب سعادت دنيا و آخرت بخوانيد و عمل كنيد ، قرآن را براى رفع دردهاى عقلى و روحى تلاوت كنيد ، قرآن را براى خدا بخواهيد و براى خدا فرا گيريد و براى خدا به اجرا بگذاريد .
با قرآن آشنا شويد و به قرآن آگاه شويد و به آيات خدا آراسته گرديد تا به مقام والاى ملكوتى و الهى برسيد ؛ تا هستيد خود را به قرآن عرضه كنيد .
قرآن : كتاب هدايت ، كتاب شفا ، كتاب زمينهساز رشد و كمال و مبين تمام مسائل مثبت و منفى است .
غرض از نزول قرآن آراسته شدن انسان به مقام شامخ انسانيت و رسيدن او به مقام لقا و وصال است .
قرآن براى بيدارى قلب و توجه دادن انسان به واقعيتها و متصل نمودن آدمى به ملكوت سماوات و ارض آمده است .
ادب قرائت قرآن
بر ما لازم است كه به طور مستمر در ضمن قرائت قرآن با توجه به مفاهيم عالى آيات ، خود را بر كتاب الهى عرضه كرده و در مقام تطبيق خود با آيات الهيه برآييم ، تا اگر آنچه قرآن مىخواهد در ما باشد ، به حفظ آن بكوشيم و آنچه نمىخواهد اگر در ما هست به علاج آن اقدام نماييم .