بخواهيد ، آن را فرا گرفته و براى رفع عيوب درون و برون خود عمل كرده و از خويشتن به وسيلهء قرآن مجيد انسان نمونهاى بسازيد .
قرآن را براى تخدير خود از ملامتها و خستگىها و شفيعى جهت پول يافتن و شفاى امراض بدنى و بركت خانه و مغازه قرار ندهيد كه دين براى جبران ملالت جسمى و علاج ترس از حوادث مادى نيامده است ، جلالالدين مولوى در ضمن آثارش به اينان كه برداشت غلط از قرآن دارند حملهور شده و مىگويد :
خويشتن مشغول كردن از ملال * باشدش قصد از كلام ذوالجلال
كاتش وسواس را و غصه را * زان سخن بنشاند و سازد دوا
علامهء جعفرى در شرح اين ابيات مىگويد « 1 » :
يكى از پردههاى ضخيمى كه به روى دين و منابع و شؤون آن افتاده و مردم را از اين حقيقت حياتبخش محروم ساخته است همين نكته است كه جلالالدين متذكر مىشود .
مىگويند : قرآن و به طور كلى دين ساختهء آلام و ناگوارىهايى است كه دامنگير افراد انسانى است .
خشونت و تلخى رويدادهاى زندگانى دائماً انسانها را در اندوه و وسوسه و اضطراب و ترس غوطهور مىسازد ، وقتى كه بشر در مقابل اين خشونت و تلخىها به ناتوانى خود پى مىبرد ، به وسايل گوناگونى پناه مىبرد ، مانند عوامل تخدير مادى از افيون گرفته تا موسيقى و از آراستن و پيراستن موضوعات به عنوان زيبا دوستى گرفته تا هنرهاى گوناگون و بالاخره عامل دين را براى خود وسيلهاى قرار مىدهد و از واقعيتها فرار مىكند .
هامش
( 1 ) - شرح مثنوى ، علامهء جعفرى : 11 / 21 .