اين مسئله مورد ترديد نيست ، جاى تأسف اين است كه اين انسان روى چه عواملى به جاى داشتن سوداى سر به بالا ، همواره ميل به سر به پايين مىكند .
افسوس بر آن انسانهايى كه با بودن نبوت و امامت و بهخصوص حبل اللّه متينى چون قرآن ، در اين قفس خاكى خود را حبس كرده و چون درب اين قفس باز شود جايى جز جهنم براى آنان نخواهد بود .
نه پاى آنكه از كرهء خاك بگذرم * نه دست آنكه پردهء افلاك بردرم
بىآب و دانه در قفسى تنگ ماندهام * پرها زنم چو زين قفس تنگ برپرم
روزى كه خاك گور شوم رحمتى بكن * سختم مگير زان كه من آن صيد لاغرم
روزى كه سر زخاك برآرم به بوى غيب * رسوا مكن ميانهء غوغاى محشرم
گر رد كنى مرا و اگر در پذيريم * خاك سگان كوى توام بلكه كمترم
تا هست عمر ، چون سگ اصحاب كهف تو * سر بر دو دست بر در كويت مجاورم
عطار بر در تو چو خاكى است منتظر * يا رب درت مبند كه من خاك آن درم
غرض از نزول قرآن
قرآن را براى رشد و تكامل و رسيدن به عالىترين مقام الهى نفس و هستى خود