بترسيم از اينكه لعنهايى كه به ابليس مىكنيم ، خود در آن شريك باشيم !
و نيز تفكر كنيم در همين قصهء شريفه و سبب مزيت آدم و برترى او از ملائكة اللّه ، ببينيم چه بوده كه خود نيز به قدر طاقت به آن آراسته گرديم ؛ مىبينيم تعليم اسما سبب برترى او گشت و مرتبهء عاليهء تعليم اسما تحقق به مقام اسماء اللّه است چنانچه مرتبهء عاليه از احصاى اسما كه در روايت شريفه است :
إنَّ لِلّهِ تِسْعة وَتِسْعينَ أسْماءٌ مَنْ أحْصاها دَخَلَ الْجَنَّةَ « 1 » .
تحقّق به حقيقت آنها است كه انسان را به جنت اسمايى نايل مىكند ، انسان با ارتياضات قلبيه مىتواند مظهر اسماء اللّه و آيات كبراى الهيه شود و وجود او وجود ربانى و متصرف در مملكت او دست جمال و جلال الهى باشد و در حديث ، قريب به اين معنى است كه :
همانا روح مؤمن اتصالش به خداى تعالى شديدتر است از اتصال شعاع خورشيد به خورشيد « 2 » .
در هر صورت كسى كه بخواهد از قرآن شريف حظ وافر و بهرهء كافى بردارد بايد هر يك از آيات شريفه را با حال خود تطبيق كند ، تا استفادهء كامله كند ، مثلًا در آيهء شريفهء سوره انفال آمده :
[ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ]
« 3 » .
مؤمنان ، فقط كسانى هستند كه چون ياد خدا شود ، دلهايشان ترسان مىشود ،
هامش
( 1 ) - التوحيد : 195 ، باب 29 ، حديث 9 ؛ بحار الأنوار : 6 / 219 ، باب 8 ، حديث 13 .
( 2 ) - الكافى : 2 / 166 ، حديث 4 .
( 3 ) - انفال ( 8 ) : 2 .